آخرین شب تیرماه "پنهان" را در سینما فرهنگ دیدم...فیلم کمی به ژانر وحشت می زد و نمی زد
( دو صحنه ی خشن و دلهره آور در فیلم بود٬ البته من می دونم وجود دو صحنه ی وحشت زا باعث
نمیشه فیلم بره قاطیه فیلم ترسناکا! اما کلن فضای فیلم کمی دلهره آور بود) این که زیرنویس
فیلم از کیفیت فوق العاده پایینی برخوردار بود به کنار( بدون هیچ علامت نگارشی نوشته شده بود
و اصلن نمی شد فهمید یک جمله است یا دیالوگی که بین دو نفر ردوبدل میشه٬ نوشته ها هم رنگ
زمینه بودند و تقریبن خواندن آن ها مشکل بود) کلمه ی مظنون درجایی از زیرنویس های فیلم مزنون
نوشته شده بود و تماشاگران ایرانیِ فرهیخته هم با دیدن این کلمه خیلی راحت از فضای فیلم که
(ازقضا اصلن هم خنده دار نبود ) بیرون اومدند و یهو همه با هم بلند بلند خندیدند! یک بار هم ترجیح
را ترجیه نوشته بودند و این حرکت باز خنده ی تماشاگران رو همراه داشت....من با دیدن این دو کلمه
خنده ام که نگرفت هیچ٬ از خنده ی باقی افراد (که اصولن باید افراد فرهیخته و کمابیش با شعوری
باشند که البته این روزها فیلم خارجی "اونم فرانسوی" سئانس آخر سینما ٬ دیدن بیشتر پز
مرفهین بی درد نوکیسه است تا نشانه ی اهل سینما و فرهنگ بودن طرف) به شدت ناراحت شدم
-خاطره ی خوبی از تماشای فیلم در ذهنم نماند" صحبت های تمام نشدنیه دختر بغل دستیم٬
تکه پاره بودن فیلم و سردی بیش از حد کولر سینما و... فکر می کنم دلایل کافی ای برای خوش
نگذشتن باشه !!) "فیلم"ِ این ماه رو که گرفتم توو قسمت "خشت و آینه" دو نفر از منتقدین ( سعید
قطبی زاده و منصور ملکی ) مطلبی نوشته بودند در باب همین موضوع و اتفاقن هردویشان با دو
تیتر طنزآمیز این اتفاق (املای اشتباه مظنون و ترجیح) را مسخره کرده بودند(ا کلمات تیترشان
را اشتباه نوشته بودند ) قطبی زاده متعادل تر به این قضیه پرداخته بود و درس مهمی از این اتفاق
گرفته بود !!! " مهم ترین درسی که من از این ماجرا گرفتم ٬ این بود که گاهی زیرنویس می تواند در
نقش یک عنصر فرامتنی به عنوان تغییر ژانر عمل کند ." { در مجموع مطلب بامزه ای بود!!} اما جناب
ملکی حسابی از این اتفاق عصبانی بود و این ماجرا را توهین به شعورشان می دونستند!! گفتند آن
فرد که اینقدر بی سواد است ٬ چطور به خودش حق می دهد در حیطه ی سینما فعالیت کند (!!!)
راستش من قهقه ی اعصاب خوووردکن ملت رو ناراحت کننده تر از این ماجرا می بینم!(خب اگر
تماشاگر ِ ما کمی بیشتر فرهنگ داشت به همچو اتفاقی که ممکنه در هر جایی رخ بدهد تا این حد
نمی خندید!) چرا این قدر متعصب برخورد می کنیم ؟!
در امریکا (تا اونجایی که من اطلاع دارم ) دیگر به بچه های دبستانی در درستی املای کلمات
سخت گیری نمی کنندکه مثلن کلمه ی نایت(شب) را حتمن night بنویسند بلکه خیلی راحت
می توانن nite بنو یسند ! اما ما!! با دیدن مزنون و ترجیه به شعورمان توهین می شود!! چرا واقعن؟!
توروخدا بحثِ اصالت زبان و فرهنگ و مرزو بوم و عرق ملی و وطن و این حرفا رو وسط نکشید!!
مگر زبان انگلیسی قدمت ندارد؟ مگر آنها شاعران و نویسندگان بزرگ ندارند(که نگران از بین رفتن
آثارشان باشند؟!) چرا فقط زبان شیرین ( من هیچ زبانی رو به زبان فارسی ترجیح نمی دم اما
اینا حرفاییند درباره ی تعصب ایرانی ها) ماست که باید تا این حد محافظت شود و املای غلط یک
واژه تا این حد ما را برآشفته می کند؟!
کاش وقتی موبایل بغل دستیمان در سینما برایمان موسیقیِ دل پذیرش را پخش می کرد و طرف هم
خیلی راحت لم می داد و دل به دلِ رفیقش می داد یا وقتی بغل دستیمان با سرعت هرچه تمام تر
صدای آدامسش را در می آورد یا این طرف تر انگار نه انگار که اینجا سینماست نه اتاقی در خانه یشان
یا وقتی مسئول وظیفه شناس سینما که پنج دقیقه مانده به انتهای فیلم پرده های درهای خروجی را باز
می کند یا وقتی بچه ی کوچک خانم جلویی وسط فیلم ما رو از صدای دلپذیرش محروم نمی کند
ویا وقتی آقایی که پشت سرمان نشسته پایش را با تمام قوا به صندلی مان فشار می دهد یا ....
آن موقع کمی به شعورمان توهین می شد و کمی برآشفته می شدیم وشاید اقدامی در این راستا
می کردیم...نه وقتی بعضی ها " ترجیه"دادند کلمات را جورِ دیگری بنویسند!!
* این مطلب بدون ویرایش نوشته شده از قبل بابت هرنوع اشتباه نگارشی٫ املایی و غیره
عذرخواهی می شود!!