اسمش را گذاشته اند یلدابازی ! جالبه...اعتراف و جرئت اعتراف یکی از اساسی ترین
مسائلی هست که باید به ما ایرونی ها یاد داده بشه! حقیقتن افراد معترفی نیستیم!
نه به اشتباهات خودمون اعتراف می کنیم نه به احساسات نادرستمان و اساسن اعتراف
بخش حذف شده ی زندگی مان است!
حالا این ویروسی که افتاده به جان این وبلاگستان نفسش اعتراف و اعتراف آموزی بود
که نشد! بازی از مسیر اصلی اش خارج شد! تبدیل شد به مجالی برای هرچه باحال تر
جلوه دادن خودمان!( حقیقت را بخواهید برخلاف خیلی از موارد(!) جمله ی قبلی حاوی
هیچ نیش و کنایه ای نبود! )این بازی روشش این نبود که بنشینیم و از ویژگی های ذاتی
مان بگوییم!!شاید اگر همان نفس اعتراف آموزی اش حفظ میشد ٬ جذابتر هم میشد!
یه تلنگر سیاسی ٬ فرهنگی ...یا به قول هانیه یه موج وبلاگی! یهو میاد و هممون رو میگره
و بدون اینکه خودمون بفهمیم روی یه تخته ی موج سواری ٬ سواریم و با موجی که وبلاگستان
رو دربرگرفته همراه شده ایم و ....! من نمیگم این یلدابازی صرفن یه موجِ!! نه! اما داره تبدیل به
یه موج وبلاگی ای میشه که اگه انجام ندیم از دنیای وبلاگیا عقب موندیم!!! اما حقیقت دلم
رو اگر بپرسید ٬ موج قشنگیه! اگر از مسیر جرئت آموزی اش دور نشه!
راستی می خواستم از پینوکیو ٬ تارا و تین تین بابت دعوت تشکر کنم! اما گفتم که...
به قول یکی از وبلاگرها کاش این شب یلدا اینقدر طولانی بشه که ما بتونیم همه ی
اعترافامون رو بکنیم و شاید یه کم سبک بشیم...