
آرام و بی صدا آمدی.....
تنها ..اما با کوله ای خاطره ترکم کردی.....
حسین جانِ پناهی راست می گفت...بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد٬
نه شمارش ستاره ها تسکینم!
چرا صدایم کردی؟
چرا!
من که بجز حضور تو٬
هیچ چیز این جهان بی کرانه را
جدی نگرفتم....
حتا عشق را !

نوشته شده توسط سبا در سه شنبه 7 شهریور1385 | موضوع: